غريبه اي در اسارت

 


بخش اول


 

 

 

 

 

 

 

موزه نظامی«سعد آباد»

 

چندی پیش که به طور تصادفی و پس از مدت ها، یکی از دوستان قدیم را ملاقات کردم، به صحبت نشستیم. گفتگو از هر دری رفت تا اینکه وی اشاره ای به وجود یک موزه با نام«موزه نظامی» در مجموعه کاخ های سعد آباد کرد و افزود که در آنجا تعدادی از هواپیماهای قدیمی نیروی هوایی کشورمان در معرض دید عموم قرار گرفته!

همین بهانه کافی بود تا در مدت کوتاهی، به همراه جمعی از دوستان برای بازدید از موزه نظامی به شمال تهران برویم. مجموعه فرهنگی- تاریخی سعد آباد که به نگین گردشگری تهران شهرت یافته و یکی از جاذبه های بسیار مهم برای گردشگران محسوب می شود، در زمینی به وسعت 110 هکتار واقع شده. این مجموعه از شمال با کوه های«البرز» از شرق با«گلابدره»، از غرب با«ولنجک» و از جنوب با «تجریش» همسایه است. سعد آباد، 18 کاخ و موزه را در خود جای داده. با توجه به تعدد موزه ها، پیشینه تاریخی جالب، و زیبایی محوطه مجموعه، کاملا بی انصافی بود که فقط به موزه نظامی بسنده کنیم. به همین علت از کاخ موزه های«ملت»(سفید)، «سبز»، موزه«برادران امیدوار» و چندین موزه دیگر بازدید کردیم که توصیف زیبایی هنر و ظرافت ساخت آن ها به هیچ وجه در این مقال نمی گنجد و صد البته تحلیل وضعیت ساخت این کاخ ها در تخصص ما نیست!

 

برای ورود به محوطه مجموعه، ورودی زعفرانیه را از طریق «خیابان شهید طاهری» انتخاب کردیم که در واقع در اصلی سعدآباد محسوب می شود. پس از گرفتن بلیت موزه نظامی و چند کاخ موزه دیگر، قدم به دنیایی از ناگفته های تاریخ گذاشتیم. با تهیه آن از دفتر روابط عمومی مجموعه، محل قرارگیری موزه نظامی را روی نقشه پیدا کرده و راهی هدف شدیم! بر اساس اطلاعات، نقشه بنای این موزه که در بخش مرکزی مجموعه سعدآباد قرار گرفته، با دو طبقه و یک زیرزمین، دارای مساحتی حدود سه هزار متر مربع است. دستور ساخت کاخ مزبور در سال 1314 هجری شمسی توسط«رضاخان» برای همسر دومش«تاج الملوک» صادر شده. طی سال های 52-1351، بنای فوق بازسازی گردیده و به«شهرام»، پسر بزرگ «اشرف پهلوی» اهدا و به کاخ شهرام معروف گشته. در این موزه مجموعه بسیار نفیسی از تسلیحات مختلف از دوره اشکانیان و هخامنشیان گرفته تا سال های آخر حکومت پهلوی، شامل سلاح های اهدایی روسای کشورهای مختلف به هویدا و دیگر سران مملکتی گردآوری شده است.

کم کم و از دور، بنای موزه نظامی به چشم می آید. همزمان با خودنمایی ساختمان موزه، صحنه ای شگفت انگیز که لحظه به لحظه ما را دچار حیرت می کند در حال شکل گیری است. این شیء غریب که وجودش در این مکان، مانند خودش عجیب و غیرمنتظره بود، بدون استثنا، جمع دوستان را به یک سکوت معنا داری فراخوانده بود. با توجه به اینکه هیچ کس از جمع ما، فکر واقعی بودن آن را به خود راه نمی دهد، هیچ تحلیلی نیز درباره علت حضور آن در این جا از طرف دوستان ارایه نمی شود. به فاصله ای رسیدیم که فرضیات همگی ما اثبات شد و مشخص گردید که این شیء جالب از اصالت کامل برخوردار است.

این موجود غیر منتظره یک فروند میل*Mi-25 با استتار بیابانی رژیم عراق و متعلق به هوانیروز ارتش بعثی بود. بالگردی با یک هیبت نتراشیده و نخراشیده که عظمت جثه و میزان تسلیحات قابل حملش را فقط باید از نزدیک دید! بر روی بدنه آن با رنگ سفید(اکنون با توجه به اینکه در معرض سرما و گرما قرار گرفته، تقریبا پاک شده اما هنوز قابل خواندن است) نوشته اند: «غنیمت گرفته شده از مزدوران عراقی توسط پرسنل گروه رزمی کرمان، هوانیروز». مثلث اضلاع سیاه و درون سبز آرم ارتش بعث عراق هنوز در انتهای بدنه خودنمایی می کند، اگر چه از حرف«ج» نماد بزرگ درون مثلث، مثل خود ارتش صدام دیگر خبری نیست! پس از به غنیمت در آمدن این بالگرد، بر روی پرچم نقاشی شده دم آن، ضربدر قرمزی زده شد که هر دو(پرچم و ضربدر) تا حدود زیادی محو شده اند. نوشته های هشدار دهند بر روی بدنه، هم به زبان روسی و هم انگلیسی به چشم می خورد. تقریبا تمامی آلات دقیق، سوییچ ها و کلیدهای درون کابین خلبان دست نخورده باقی مانده ولی همگی آنها از پوسیدگی و گرد وخاک مفرط رنج می برند. ناگفته نماند، کدر بودن شیشه های کابین خلبانان مانع از گرفتن یک عکس واضح از درون کابین شد.

آویزگاه سه گانه هر بال به وسیله یک پرتابگر 32عددی راکت و یک ریل دوگانه پرتاب موشک ضد تانک AT-4 اسکورپیون و... تسلیح شده است. لاستیک چرخ های ارابه فرود به سبب عدم نگهداری صحیح، کاملا از بین رفته اند. لاستیک جلو به سبب نداشتن باد، به زمین چسبیده و لاستیک های عقب، کاملا از رینگ در آمده اند. پروانه ها و درپوش ورودی موتور تقریبا سالم مانده و لذا ظاهر زیبا و با ابهت بالگرد را حفظ نموده اند. در ظاهر بالگرد میل Mi-24 هایند، از گونه«D» به بعد یک لوله حسگر در گوشه سمت راست و بالای شیشه کابین خلبان جلو که محل استقرار مسوول کاربری تسلیحات بالگرد می باشد نصب شده و وظیفه آن، تعیین میزان سرعت پرنده حول محورهای سه گانه حرکتی است. داده های به دست آمده توسط حسگرهای این لوله به یک رایانه پردازنده ارسال شده و اطلاعاتی در اختیار خلبان کابین جلو قرار می دهد تا وی را در شلیک هر چه دقیق تر راکت های هدایت ناپذیری یاری کند.

توپ 4 لول 7/12 میلی متری YakB-12.7 زیر دماغه که به وسیله یک خشاب 1470 گلوله ای تغذیه می شود و از تسلیحات استاندارد این گونه از بالگردهای میل Mi-24 است، در این بالگرد روی زمین افتاده وبه سبب سنگینی، چند سانتی متری داخل زمین فرو رفته. این توپ که بر روی یک برجک گردان واقع شده، توانایی گردش 70درجه ای نسبت به مسیر پرواز را داشته و گلوله های خود را تا فاصله موثر 1500 متر و با نرخ آتش بالایی روانه می کند.

همچنان در حالی که بخش های مختلف این بالگرد عظیم الجثه را مورد بررسی قرار می دادم، ناگهان جرقه ای در ذهنم زده شد که«گویی داستان به غنیمت گرفته شدن این بالگرد را جایی خوانده ام!!!».

در حال کلنجار رفتن با این فرضیه بودم که یکی از دوستان پیشنهاد درخواست کمک از اهالی فن را داد. بلافاصله یک تماس با تلفن همراه یکی از خلبانان با تجربه هوانیروز برقرار کردیم که متاسفانه ایشان از کیفیت به غنیمت در آمدن این بالگرد«هایند» اظهار بی اطلاعی کردند. رایزنی و بازگو کردن حدس و گمان ها آغاز شده بود که تلفن همراهم به صدا درآمد. یکی دیگر از خلبانان قدیمی و جنگ دیده هوانیروز به درخواست استاد خلبانی که در سطور پیش توصیفش رفت، به یاری ما آمد. وی گفت که بالگرد مزبور در عملیات «بیت المقدس» به سبب بروز نقص فنی مجبور به فرود اضطراری شد و در نهایت به غنیمت ارتش اسلام در آمد.

پس از بازگشت به منزل، نخستین چیزی که به ذهنم رسید، جستجو به دنبال ایده ای بود که صبح به ذهنم خطور کرده بود. بلافاصله کتاب«سجیل آتش» که حدس می زدم کلید معمای صبح در آن باشد را پیدا کرده و به سرعت داستان های مختلف نوشته شده در آن را از نظر گذراندم.

مجبور شدم تمام داستان های این کتاب 250صفحه ای را که یک بار مطالعه کرده بودم یک به یک مرور دوباره ای بکنم. تقریبا تمام داستان ها را خواندم و دیگر نا امیدی بر من غالب شده بود که با خواندن چند سطر ابتدایی از، آخرین داستان کتاب با عنوان«باد سرخ» به نقل از سرهنگ فنی«مهدی یزدان پرست»، بارقه هایی از امید در دلم جوانه زد. درست حدس زده بودم! این خاطره، دقیقا زندگی نامه نافرجام همان بالگرد Mi-25 بود. پیش از آنکه به نحوه دقیق به غنیمت در آمدن این بالگرد پی ببریم لازم است یک شناخت کلی نسبت به هوانیروز ارتش عراق به دست آوریم؛

تاسیس هوانیروز عراق به ماه های خرداد تا مرداد 1359، زمانی که کشور عراق و شخص صدام در حال انجام آخرین مراحل آماده سازی شرایط نظامی، سیاسی و اقتصادی برای تجاوز به خاک میهن عزیزمان بود بر می گردد. سازمان رزم این یگان براساس همتای فرانسوی اش پایه ریزی شد؛ بر اساس نظریه دفاعی هوانیروز ارتش فرانسه، تمام بالگردهای این یگان می بایست برای پشتیبانی از عملیات های نیروی زمینی به کار گرفته شود. تا آن زمان تقریبا آموزش خلبانان و نفرات فنی که به «فرانسه»، «اتحاد جماهیر شوروی» و «انگلستان» فرستاده شده بودند، به اتمام رسیده بود. با آغاز جنگ، هوانیروز عراق که به تازگی شکل گرفته بود، در بسیاری از زمینه ها مشکل داشت. آن ها هیچ تجربه ای در انجام عملیات های«هلی برن» نداشتند. این یگان تقریبا در همه موارد از تجربه و تاکتیک های هوانیروز ارتش ایران که بیش از 10 سال از آغاز به کار آن می گذشت و از تعداد زیادی نفرات آموزش دیده، با تجربه و کار کشته بهره می برد تقلید می کرد. با این حال، هوانیروز عراق با تمام امکاناتش در آغاز جنگ وارد عمل شد و علی رغم بضاعت اندک خود، روزانه صدها پرواز جنگی انجام می داد. برای نمونه، تنها در یکی از روزهای نخستین مهرماه 1359، خلبانان هوانیروز بعث بیش از 120 پرواز عملیاتی را علیه اهدافی در خط مقدم صورت دادند. اگر حتی فرض کنیم نفرات هوانیروز عراق از آموزش کاملی برخوردار بودند، مطمئنا از لحاظ تجهیزات کاربردی در فقر مطلق به سر می بردند. بالگرد رزمی میل Mi-8 که تا بن دندان برای ارتش بعث تسلیح شده و در آغاز جنگ، اسب کاری این یگان، اگر چه پرنده ای ایده آل برای حمل و نقل نیرو و تجهیزات محسوب می شد، ولی به دلیل بزرگی جثه و نداشتن تسلیحات مناسب شکار تانک، یک لقمه بی دردسر برای شکاری- رهگیرهای ما به حساب می آمد. در کنار آن، بالگرد آیروسپاسیال SA.342«غزال» از زره محافظ بسیار ضعیفی برخوردار بوده و قبل از تحویل محموله بزرگ موشک های هدایت شونده ضد تانک«HOT» از فرانسه به هیچ وجه به کار ماموریت های ضد تانک نمی آمد. دیگر بالگرد این یگان، آیروسپاسیالSA.316C«آلوئت3» بود که در اوایل دهه 50شمسی خریداری گردیده و با تشکیل هوانیروز در اختیار سازمان رزم آن یگان قرار داده شد.

آلوئت با در اختیار داشتن یک توپ سنگین، قابلیت استفاده از موشک های ضد تانک فرانسوی AS.12 و AS.11 را داشت. عراقی ها از این بالگرد قبلا در جریان سرکوب شورش کردها که بیشتر در درون غارها قرار داشتند استفاده کرده بودند. وجود این بالگردهای موثر، ترس شدیدی را در دل کردها ایجاد نموده بود. آلوئت در شورش کردها، علاوه بر ماموریت مزبور به عنوان بالگرد ارتباطی و بالگرد تعیین گرا در حملات توپخانه ای نیز در شمال عراق وارد عمل شد.

در مهر ماه سال 1361، در حالی وارد دومین سال جنگ می شدیم که ضربات بسیار مهلکی توسط نیروی هوایی و هوانیروز ایران بر پیکره تجهیزات و نیروی انسانی هوانیروز عراق وارد شده بود. این تلفات تنها شامل حال هوانیروز ارتش بعث نبود بلکه تمامی بدنه ارتش عراق سهمی از این خسارات سنگین را چشیدند. بعثی ها در دومین سال جنگ دریافتند که این تلفات سنگین، ناشی از ضعف تجهیزاتی از لحاظ عملکرد، است که به مرور، نیروهای انسانی را نیز با خود به نابودی می کشاند. بر این اساس، آنها سرمایه گذاری گسترده ای بر روی نیروهای مسلح خود با هدف بالا بردن تاثیر گذاری و بازده تسلیحات آغاز کردند که از این رهگذر، هوانیروز سهم بالایی پیدا کرد. به همین علت، مستشاران زیادی از کشورهای مختلف به بغداد آمدند تا بررسی کنند که ارتش عراقی را با چه سلاح هایی باید کرد تا این ارتش از منجلاب سقوط رهایی یابد.

تا زمستان 1361، هوانیروز عراق، 8 گردان پروازی را در سازمان رزم خود جای داده بود. استعداد تجهیزاتی این یگان در آن زمان بین 61 تا 68 بالگرد شامل میل Mi-8 و Mi-25 و آیروسپاسیال SA.342L غزال و SA.316C بود. مدتی بعد یگان مزبور، گردان هایش را در قالب تیپ یکم  و دوم هجومی- ترابری، سازماندهی کرده بود. هر کدام از گردان ها در کنار استقرار در یک پایگاه اختصاصی، دسته هایی را به صورت مامور به پایگاه های مرزی اعزام می کردند؛ برای مثال، دسته 64 عملیات های ویژه» که تمامی میلMi-25 های موجود در عراق را در خدمت خود داشت، هشت فروند از این بالگردها را به صورت جفت و به طور دایمی به پایگاه های«سامرا»، «بایجی»، «فلوجه» و «موصل» اعزام کرده بود. این هشت فروند به طور خاص، بهینه شده بودند تا توانایی پرتاب موشک ها و بمب های شیمیایی را نیز پیدا کنند.

لازم به ذکر است گروه 64، تعدادی بالگرد نیز باز هم به صورت جفت، هر از گاهی به بصره، بغداد(نزدیک کاخ ریاست جمهوری و برای اسکورت بالگردهای صدام و خانواده اش)، کوت، کرکوک، ناصریه، جلیبه، رتبه یا تلیل اعزام می نمود. محل استقرار تقریبا همیشگی بالگردهای«هایند» در نزدیکی سایت های راداری هشدار زود هنگام بود، جایی که تکاوران شجاع ایرانی بارها به قلب آن رسوخ کرده و مصیبت های بسیاری را برای شبکه پدافندی عراق به بار آورده بودند.

در طول پاییز 1361، Mi-25های گروه 64 در دو دسته اعزامی به پایگاه های«کوت»، «موصل» و «کرکوک» منتقل شدند. آن ها در طول ماموریت خود از مبدا این پایگاه ها، عملیات سرکوب شورش کردها را آغاز نمودند. کردها پس از ورود گروه 64 به منطقه متوجه شدند که با بالگردی مواجه هستند که بسیار مهلک تر از آلوئت است؛ راکت های بی شمار، توپ قدرتمند و آتش بسیار سنگینی دارد. سرگرد خلبان«آتی» از واحد عملیات ویژه یکم مستقر در شمال منطقه و سرگرد خلبان«بدرالدین» از واحد عملیات ویژه چهارم، مامور تامین امنیت منطقه جنوبی را فرماندهی می کردند.

سفارش بالگرد هایند اگر چه در سال 1356 طی قراردادی هنگفت با اتحاد جماهیر شوروی که در آن 250 فروند هواپیما و بالگرد دیگر نیز جای داده شده بود منعقد گردید، با این حال، بالگردهای هایند در طی سال 1361 در ارتش عراق جزو تسلیحات جدید محسوب می شدند. علت این امر نیز توقف ارسال تسلیحات از طرف شوروی در شهریور ماه 1359 بود.

 

 

 

نظر شما

 

قسمتهای ستاره دار(*) الزامی می باشند

   

:نام و نام خانوادگی*

پست الکترونیک  *

:وبسایت/وبلاگ

: متن پیام*

 

Copyright © 2010 Ganjejang.com