شاهین به آشیانه باز میگردد

بخش هفتم


 

 

 

 

 

 

 

 

 

چشم نيرو

 

روز 19 مهر به تيپ يكم شكاري مهرآباد دستور داده شد تا عكسهايي هوايي از ساختمان حزب بعث،‌كاخ رياست جمهوري،‌ساختمان مجلس ملي و چندين پل راهبردي كه همگي در بغداد قرار داشتند تهيه شود. براي انجام اين پرواز فوق العاده خطرناك، سرگرد خلبان «بهرام ايكاني» كه يكي از باتجربه ترين خلبانان RF-4E ، با سابقه عكسبرداري از عمقي ترين اهداف حساس در خاك عراق بود برگزيده شد. ماموريت آغاز گرديد و RF-4E در ارتفاع پايين از مرز خارج شد. مسير طوري انتخاب شده بود كه جنگنده حين پرواز به هيچ يك از مواضع تجمع نيروهاي عراقي برخورد نكند. جنگنده شناسايي ايراني زماني غرش موتورهاي خود را به گوش ساكنان بغداد رساند كه هنوز هيچ عكسي العملي از طرف نيروي هوايي عراق مشاهده نمي شد! با اين حال، براي گرفتن عكس،‌ ايكاني مجبور بود كه به ارتفاع 1300 پايي صعود كند كه در اين صورت به طور كامل در تيررس پدافند هوايي بغداد قرار مي گرفت.

RF-4E داستان ما كه با سرعت 625 مايل بر ساعت حركت مي كرد، براي عكسبرداري از تمامي هدفهاي موردنظرش حدود يك دقيقه و چهل ثانيه زمان نياز داشت. فراموش نشود كه پدافند هوايي بغداد از ZPU-14-2 گرفته تا ZSU-57-2 ، و از سام SA-2 تا SA-6 همگي با تمام قدرت به سمت ايكاني آتش گشوده بودند. بالاخره با هر ترفندي بود،‌خلبان RF با آميختن مهارت، تجربه ، شجاعت و ... از كمند آتش بعثي ها بيرون آمد و رعدآسا بغداد را ترك نمود. هنوز از ترك آسمان بغداد لحظاتي نگذشته بود كه رادار فانتوم، دو فروند جنگنده ميگ MiG-23 را كه از روبرو مي آمدند شناسايي كرد. ايكاني به جز افزايش سرعت و عبور سريع از كنار ميگ ها كه حالا گردش كرده و در تعقيب RF بودند، هيچ چاره ديگري نداشت. وي همزمان، با انجام يك مانور شديد، ارتفاع را به 10 متر از سطح زمين كاهش داد! و ثانيه هايي بعد، حملات موشك هاي سام آغاز شد. يك تير موشك SA-3 با عبور مويي از كنار جنگنده، درست پشت آن به زمين برخورد نمود. از شدت موج انفجار،‌ فانتوم شديدا به چپ منحرف شده و يكي از مخازن سوخت خارجي اش مورد اصابت تركش قرار گرفت. ايكاني با يك حركت استادانه، جنگنده را به حالت اول باز گردانده و با سرعت به سمت مرز ادامه مسير داد. ميگ MiG-23 ها با توجه به شتاب خوبي كه داشتند، خود را به RF نزديك كرده و آتش توپ را روانه فانتوم نمودند ولي اين بار نيز عراقي ها مقهور مهارت خلبان ايراني شدند. با توجه به اينكه ارتفاع پراز RF-4E بسيار پايين بود، ميگ ها نمي توانستند موشك هاي خود را به سمت وي شليك كنند زيرا موشك بلافاصله پس از ترك ريل آويزگاه به زمين برخورد مي كرد. ايكاني همچنان چسبيده به زمين و با آخرين سرعت در حال ترك عراق بود. 20 مايل مانده به مرز رهايي، ايكاني متوجه شد كه با وجود ارتفاع پروازي پايين، سرعت بالا و مخزن سوخت سوراخ شده، سوخت هواپيما با سرعت بيشتري در حال اتمام است.

خلبان دلاور RF براي رساندن اطلاعات با ارزش خود به مقصد هيچ ترديدي به خود راه نداد. در اين زمان بخت نيز با وي يار شد و ميگ ها با توجه به كمبود سوخت از تعقيب بيشتر فانتوم منصرف شدند. ايكاني با اعلام وضعيت اضطراري، بلافاصله براي كاهش مصرف سوخت ارتفاع را افزايش داد. در همان حوالي، خلبان يك فروند بويينگ 707 سوخترسان كه اعلام وضعيت اضطراري ايكاني را شنيد، بي درنگ وارد مرز عراق شد تا به فرياد فانتوم تشنه برسد. در حالي كه هنوز 18 مايل فاصله بين ساقي و تشنه لب وجود داشت،‌نشانگر ميزان سوخت موجودي 600 پاوند سوخت (!) را نشان مي داد. هر لحظه احتمال خاموش شدن موتورها وجود داشت. سوخترسان از دور پديدار گرديد و گردش به سمت ميهن توسط وي آغاز شد. RF لب هاي تشنه خود را بلافاصله به بوم سوخترسان چسباند و هر دو هواپيما با حفظ تركيب به سمت ايران حركت كردند. جنگنده شناسايي كه شايد پرفراز و نشيب ترين روز زندگي خود را پشت سر گذاشته بود به آرامي فرود آمد و آرامش دوباره را تجربه كرد. ايكاني پس از پايين آمدن از جنگنده مشاهده كرد كه 17 نقطه از بدنه مركب اش مورد اصابت تركش هاي ريز و درشت قرار گرفته و جالب اينكه يك تركش بسيار بزرگ، دقيقا به ده سانتي متري دهانه مخزن سوختگيري برخورد كرده بود!!!

چهار روز پس از بازگشت RF-4E از ماموريت نفس گير خود، ‌دو فروند F-4D مسلح به بمب هاي M-117 ، ‌غلاف الكترونيك ALQ-87(V)-3 و با پشتيباني دو فروند F-14 تامكت و يك فروند بويينگ 707 سوخترسان به قصد حمله به پايگاه هوايي «حبانيه» (تموز)‌واقع در 70 كيلومتري غرب بغداد،‌به آسمان برخاستند.

يكي از خلبانان درباره اين عمليات توضيح مي دهد: «سلسله مراتب فرماندهي پس از انقلاب تا حدود زيادي تغيير يافته بود و سازمان اطلاعات نيروي هوايي نيز براي مدت كوتاهي كارايي بالايي نداشت. با آغاز جنگ، چندين هفته طول كشيد تا نيروي هوايي آن هماهنگي لازم را پيدا كرده، ‌به يك ارزيابي زنده و دقيق از دشمن و قدرتش دست پيدا كند تا پروازهاي ضربتي عليه عراق را افزايش دهد. در پي بالا رفتن بينش فرماندهان نسبت به وضعيت دشمن،‌ توجيه خلبانان پيش از انجام ماموريت با كيفيت بسيار بالاتري صورت مي گرفت. براي نمونه بايد بگويم برنامه پروازي آن  چنان با دقت و با جزييات طراحي مي شد كه كوچكترين موردي از قلم نمي افتاد، البته ناگفته نماند من با توجه به برخي شرايط اضطراري، توجيه 10 دقيقه اي نيز به چشم خودم ديدم! نمونه اي ديگر اينكه براي برخي ماموريت ها ما مجبور بوديم مطالعات زيادي انجام دهيم و اين طور نبود كه اگر ماموريتي ابلاغ مي شد ما بپريم داخل جنگنده و هدف را بمباران كنيم و برگرديم! قبل از آغاز هر عمليات، نقشه ها بررسي و طرحها مطالعه مي شد تا براي دوري از پدافند پيچيده عراق،‌رسيدن مطلوب به هدف ،‌بمباران آن، بازگشت به پايگاه و مصرف مناسب سوخت، بهترين روشها انتخاب شود. پس از مدتي كوتاه، ما با القابي كه خلبانان روي خود مي گذاشتند، ‌فركانسهاي راديويي،‌ميزان بار جنگي براي ماموريت هاي گوناگون و بهترين ارتفاع و سرعت براي اهداف مختلف، انس گرفتيم.

هنگام آغاز جنگ، ما براي طراحي عملياتي، اهداف محدود، مشخص و ثابتي را دنبال مي كرديم. زمين گير كردن نيروي زميني عراق، ايجاد برتري هوايي در قلمرو فضايي كشور، حمله به پايگاههاي هوايي، پالايشگاهها، مخازن سوخت، انبارهاي مهمات، كارخانجات توليد سلاح و تاسيسات توليد بمبهاي شيميايي دشمن،‌رئوس مطالب ما در طراحي عمليات ها بودند.

بيشتر اين اهداف در چهار ضلعي بغداد، موصل، كركوك و تكريت قرار داشتند. ناگفته پيداست كه اين مناطق توسط پيشرفته ترين سيستم هاي پدافند زميني و بهترين جنگنده رهگيرهاي عراقي محافظت مي شدند. حمله به پايگاههاي هوايي عراق بيشتر به اين منظور صورت مي گرفت كه با تحت فشار قرار دادن نيروي هوايي عراق، آنها بيشترين توان خود را صرف دفاع از خود كنند تا حمله به ايران. در عين حال مي دانستيم كه حمله به يك پايگاه هوايي بسيار خطرناك تر از حمله به يك پالايشگاه و يا ديگر اهداف است و براي اينكه از لحاظ ذهني خود را آماده كنيم، و به خود قوت قلب بدهيم ‌با خود تكرار مي كرديم كه آنها از لحاظ تجهيزات آموزشي در سطح بسيار پايين تري از ما قرار دارند.

بر مي گرديم به عمليات روز 24 مهر؛ ‌حمله به حبانيه! پس از سوختگيري حوالي مرز در ارتفاع 13000 پا،‌هر دو فروند F-4D پيش از عبور از مرز، ارتفاع خود را كاهش داده و دقيقا همان مسيري كه RF-4 چهار روز قبل پيموده بود را انتخاب كردند. با توجه به اينكه بغداد از كمربند دفاعي قدرتمندي بهره مي برد، قرار بر اين شد كه هر دو فانتوم مستقيم به قلب حكومت بعثي ها نفوذ كنند. با رسيدن به آسمان بغداد، ايجاد مزاحمت توسط موشكهاي سام و جنگنده هاي نيروي هوايي عراق آغاز شد. نخستين F-4D بلافاصله مورد اصابت قرار گرفت و دو خلبان فانتوم پس از خروج اضطراري به اسارت درآمدند. اين فانتوم يكي از نخستين گونه هاي D بود كه ما در جنگ از دست داديم! دومين F-4D ، موشكي كه به سمتش شليك شد را با يك مانور فوق سنگين 11g منحرف كرد. مشخص بود كه حمله به  حبانيه امكان ندارد! پس گردش براي انهدام هدف ثانويه آغاز شد، پالايشگاه «البكر»!؛ بمب هاي M-117 در قلب پالايشگاه يكي پس از ديگري به آرامي مي افتادند و چشم بر هم نگذاشته مي تركيدند! فانتومها پالايشگاه را شخم زدند و آخرين فروند نيز نعره  اي كشيد و آسمان پالايشگاه البكر را پيروزمندانه ترك كرد و تنها فانتوم باقيمانده دمش رو گذاشت روكولش و يا علي مدد!!

بلافاصله دو فروند ميگ MiG-23MS مبادرت به رهگيري فانتوم كرده و چندين موشك هوا به هوايR-13 به سمت F-4D شليك نمودند. خلبان فانتوم با درك صحيحي كه از شرايط داشت، بلافاصله مخازن سوخت خارجي را رها كرد و با بيشترين سرعت ممكن شتاب گرفت و ميگ ها به گردش هم نرسيدند! هم اكنون مشكلات براي فانتوم يكي يكي خود را نشان مي دادند! پر واضح است كه نخستين مساله مربوط به موتور پرمصرف J79 فانتوم بود؛ خلبانان F-4D به دليل اتمام سوخت، با اعلام وضعيت اضطراري،‌ در قلمرو بعثي ها آماده پريدن به بيرون بودند ولي با ورود تانكر سوخترسان به خاك دشمن البته به همراه محافظانش بارقه اميدي در دل فانتوم درخشيد؛ زماني كه F-4D به KC-707 متصل مي شد، 350 پاوند سوخت بيشتر نداشت!

اين عمليات دوربردترين ماموريت انجام شده توسط نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران تا آن زمان بود. در واقع تا پايان جنگ تنها دو عمليات ديگر گوي سبقت را از اين F-4D ربودند؛ عمليات حمله به ايستگاه پمپ نفت H-2 واقع در حد فاصل بين «الرثبه» و «بغداد» و ديگري حمله به پايگاه هوايي H-3 در منتهي اليه غرب عراق نزديك مرز اردن. به گفته يكي از خلبانان، مهمترين دليلي كه F-4 ها اينقدر آسان به اهدافي در قلب خاك صدام مي رسيدند اين بود كه خلبانان حدود 60 مسير رفت و برگشت را در خاك عراق كشف كرده بودند كه بدون اينكه رادار بتواند آنها را شناسايي كند به راحتي عمليات خود را انجام مي دادند!

 

برخورد با پرندگان سيگال

در طول ماه مهر، F-4 هاي پايگاه ششم شكاري به حملات محدود خود ضد تاسيسات نيمه عمقي عراق ادامه دادند. يكي از اهداف مهم خلبانان پايگاه هوايي بوشهر در اين دوره شهر «بصره» بود. در يكي از ماموريتها، انهدام 3 سكوي موشكي HY-2G معروف به «كرم ابريشم» واقع در پشت پايگاه هوايي «شعيبه» مورد توجه قرار گرفت. عراقي ها از اين پايگاههاي موشكي براي انهدام كشتي هاي ورودي و  خروجي به «بندر امام (ره)» استفاده مي كردند. در اين ماموريت قرار شد يك فروند F-4E به هدايت سرگرد خلبان «عليرضا ياسيني» و كمك سروان خلبان «مسعود اقدام» مبادرت به انهدام سكوهاي مزبور كند. طبق برنامه، اگر به هر علتي بمباران سايت هاي موشكي ميسر نشد،‌نيروگاه بصره هدف دوم خواهد بود.

پس از برخاست، ياسيني سمت شمال غرب را در پيش گرفت و براي صرفه جويي در ميزان سوخت، به ارتفاع بالاتري صعود نمود. پيش قبل از رسيدن به مرز و براي جلوگيري از شناسايي توسط رادار، ارتفاع به 325 پا كاهش پيدا كرد. با افزايش سرعت، فانتوم غرش كنان از روي اروند رود گذشت و ياسيني پيش از عبور از فراز «فاو» و «ام القصر» ارتفاع را باز هم كمتر نمود؛ اين مسير يكي از مسيرهاي كور راداري براي عراق محسوب مي گرديد.

اقدام به عنوان خلبان كابين عقب، مسووليت حفظ جنگنده در برابر تهديدهاي موشكي دشمن را به عهده داشت. ناگهان سامانه هاي هشدار دهنده، خطر شناسايي موشك سام كه از روبه رو در حال نزديك شدن بود را به اقدام اعلام كردند. ياسيني نيز با هشدار به موقع اقدام، موشك را با مانوري مناسب منحرف نمود.

لحظاتي بعد، به يكباره همه چيز تيره و تار شد! حدود 20 ثانيه بعد كه اقدام حواس خود را بازيابي مي نمود  متوجه صعود 50 درجه اي جنگنده به سمت راست شد. در چنين پروازهايي كه در ارتفاع بسيار پايين صورت مي گيرد، خلبان سطوح آرايش هدايت را طوري تنظيم مي كند كه اگر فرامين را به حال خود رها كرد، هواپيما تمايل اندكي به صعود داشته باشد و به اين ترتيب در صورت وقوع هر گونه حادثه براي خلبان يا هواپيما،‌جنگنده به زمين برخورد نمي كند.

اقدام، ياسيني را در راديوي هواپيما صدا مي زند اما جوابي نمي گيرد! در ادامه با چك ليست نيز به شانه اش چند ضربه مي زند اما ياسيني هيچ عكس العملي از خود بروز نمي دهد. در همين هنگام، تكه هاي گوشت و پر در اطراف كابين خلبان جلو، توجه اقدام را به خود جلب مي كند و وي متوجه مي شود كه علت تمام اين مسايل برخورد با پرندگان «سيگال» است!

با مشاهده وضعيت ياسيني، اقدام هدايت جنگنده را با استفاده از كنترل هاي ساده كابين عقب به دست مي گيرد. با توجه به اينكه تمام سامانه هاي ناوبري جنگنده از كار افتاده بود، تعيين مسير درست بازگشت تنها به وسيله هدايت ايستگاه رادار كنترل زميني مسير بود، بنابراين اقدام سعي در برقراري ارتباط با ايستگاه رادار مي كند:

ــ از ابابيل به رادار! صداي منو مي شنوي؟!

صداي نامفهومي در راديو به گوش رسيد. اقدام دوباره تكرار كرد:

ــ از ابابيل به رادار! صداي منو مي شنوي؟!

ناگهان صداي روشن و رسايي در راديو طنين انداز شد:

ــ از عقاب به ابابيل! مشكلي پيش اومده؟

تقاضاي درخواست كمك فانتوم زخمي را يك F-14 تامكت در حال گشت زني در منطقه گرفته بود!

ــ هواپيما مشكل پيدا كرده. نمي دانم خلبان زنده است يا شهيد شده!

ــ آرامش خودت رو حفظ كن و سعي كن هواپيمارو كنترل كني. دارم به سمت شما مي آم.

خلبان تامكت ناجي كسي نبود جز سروان خلبان شهيد «محمد هاشم آل آقا» كه خود قبلا از با سابقه هاي جنگنده F-4 محسوب مي شد. با رسيدن به نزديكي فانتوم، آل آقا مي گويد:

ــ ابابيل! همين مسير رو ادامه بده . مراقب باش از دستگيره صندلي پران استفاده نكني، چون چتر صندلي بيرون آمده و بالاي سر جنگنده باز شده! هواپيمايتان مثل آواكس شده! اقدام جواب داد:

ــ‌متشكرم! سعي مي كنم هواپيما را كنترل كنم اما نمي دانم براي ياسيني چه اتفاقي افتاده.

ــ‌نگران نباش! ادامه بده. من درست پشت سر شما هستم.

باوجود قرار داشتن دسته گاز بر روي قدرت 100 درصد، جنگنده فقط 180 نات سرعت داشت! كه فقط فانتوم را از خطر واماندگي نجات مي دهد!

پس از ورود به آسمان ميهن، اقدام حركتي را در كابين جلو مشاهده مي كند. شدت ضربه برخورد پرنده با كابين علاوه بر اينكه ياسيني را بيهوش كرده بود، بلكه كلاه را نيز از سر وي جدا نموده بود. ياسيني با  وجود سر و صورت خوني سالم به نظر مي رسيد.

پس از گذشت چند دقيقه، ياسيني با اعلام اينكه حالش خوب است، دوباره هدايت فانتوم را برعهده گرفت و در نهايت جنگنده را به سلامت به آشيانه باز گرداند.

شيشه جلو و آسمانه جنگنده خرد شده بود. وضعيت بدنه طوري بود كه انگار با تبر به جانش افتاده بودند! هر دو موتور J79 با توجه به شكسته شدن 150 پره ثابت و متحرك، از رده خارج شد ولي جنگنده پس از طي يك دوره تعميرات اساسي به خدمت بازگشت.

 

 

 

ادامه دارد...

 

 

نظر شما

 

قسمتهای ستاره دار(*) الزامی می باشند

   

:نام و نام خانوادگی*

پست الکترونیک  *

:وبسایت/وبلاگ

: متن پیام*

 

Copyright © 2010 Ganjejang.com